تبلیغات
railyrimit - داسی
Search
داسی

خب همونطور که گفتم داسی امروز میاد اومد

اسمشو بعدا میگم اگه کسی دوس داشت یه بنر بده به بنده



 اسامی کسایی که ثبت نوم کردن:
شیرون -بلک-سحر-نارنیا-رودان -رایلی-پاملا
 
 داسی از زبون راویه و توی دانشگاه اتفاق می افته
وسط داستان هم میتونین ثبت نام کنین...

******************************************************************************************************************
  ساعت8 شب یه روز قبل از دانشگاه خونه ی سحر...همه  خونه سحرن


همه سیر و پر سر میز شام نشسته بودن

رایلی
_میدونین الان چی حال میده؟؟؟؟

همه با هم 
_نوتلااااااااا

رایلی
_نههههههههههه... فیلم ترسناااااااااکککک

شیرون 
_حمله به سمت راحتییییییییییییییی

همه با جیغ و داد و سر و صدا روی راحتی نشستن

پامی
_من یه فیلم ترسناک خفن دارم

رودان
_خو بزار دیه....

سحر به نارنیا
_ناری فیلم شروع شد جبغ میزنی....

نارنیا

_ایوللللل

بلک
-اهااایی ....شما دو تا چی پچ پچ میکنین؟؟؟؟؟ 

ناری و سحر

_هیچی هیچی هیچی

 رایلی
ساکت الان شروع میشه.....


وقتی فیلم شروع شد

سحر و ناری
_ججججججججججججججججججججججججججججییییییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغغ

شیرون 
_وایییییییییییییییییییییییییییی

حالا فیلمه :


رایلی 

_اخه این فیلم ترسناکه؟؟؟؟


پامی
_معلومه که هست ....ببین پوست طرف رو کنده خودش پوشیده........


ششششرقققق

تتتتققققق
این صدای بالشتی بود که نارنیا بر سر مبارک پاملا فرود اورد و دومی هم پس گردنی سحر بود....

پامی
_اااااخخخخخخ

نارنیا
_بار اخرت باشه از این جور فیلما میخری  .............گلوم پاره شد بس بلند جیغ زدم



رایلی

_بابا ولش کنین بدبخت مرد اون زیر

بلک 
_صلوات بفرستید

رودان 
_کسی که حرف زشت نزد 


بلک
_چرا دیه گفت :بدبخت

همه :

بلک:قیافه بچه مثبتااااا

شیرون 
_الان به فیلم میزارم ....بمیرین از ترس..

همه:واییییییعنی چی میخواد بزاره

شیرون :


فیلم شروع شد:
 «همه با چشمای بسته »
سحر و ناری
_ ججججججججججججججججججججججججججججییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ.......الا از تو تلویزیون میاد بیرون 

رودان و بلک 
_نه نه  منو نکش منو نکش ....اون زشت تر از منه اونو بکش ....من نه اونی که اونجاست 

رایلی و پامی

_منو نخور نه نه من خوشمزه نیستم ....سحرو بخور....نارنیا تو معدش نوتلا داره ...اونو بخور.....نه نه من بدمزم  امشب بروکلی خوردم...رودان کیک شکلاتی خورده ....منو نخور...

رودان شجاعت به خرج داد و چشمش رو باز کرد....
و بعد :

شششششششششششششتتتتتتتتتتترررررررررققققققق

رودان یک اردنگی محکم نثار  شیرون کرد بعدش گفت
_اخه این فبلم ترسناکه؟؟؟کله پوک بی انتن؟؟؟

همه نیگا کردن ببینن فیلم چیه؟؟؟؟

حالا فیلمه:
بچه ها:اهههههههههه شیییییییرووووووووووننننننن

شیرون
_ چیه؟؟؟مگه ترسناک نیس ؟؟؟؟داره انقدر محکم با بالشت میزنه بد بختو ....مردش اون زیر ...شما بودین نمی مردین؟؟؟؟

بلک
_صلوات بفرستید

رایلی
_چی فحش داد؟؟؟؟؟

بلک 
_گفت «بد بخت»

همه با جیغ :

بللللکککککککککک......فاااااااااااااااازززززززززززتتتتتتت چچچچچچچچچچچچچیییییههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


سحر
_همتون گمشین .........شما ها اصن میدونین فیلم ترسناک چیه؟؟؟

همه
_ننننههههههه!!!!!!!


سحر 
_پس حالا ببینین چیههه

رایلی 
_بابا ول کن فیلم ترسناک رو ....کی میخواد فیلم پرنسسییی ببینه ؟؟؟

همه دستاشون رو بردن بالا :من من من 

پس ببینین

همه :ااااااوووووووووخخخخیییییییییی

شیرون بزار دیه


حالا فیلمه:

همه :جییییییییییییییییییییغغغغغغغغغ

رایلی فیلمو استپ کرد 
_چیشده ؟؟؟؟؟
رودان 
_بمیری اخه این پرنسسی بود؟؟؟؟

رایلی 
_اره دیگه ...ببین موهاش بلنده....چشاش هم رنگیه

شیرون
_همون فیلم ترناک خودمون بهتر بود

سحر 
_برین کنار تا بزارم 


فیلم شروع شد

رایلی رودان شیرون :

جججججججججججججججججججججججیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ


پاملا
_چچچچچچچچچچچچچیییییییی؟؟؟؟اخه اینم شد فیلم ؟؟؟؟؟

حالا فیلمه :



نارنیا
_ارتش نارنیا ...........حمله به سحححححححححححررررررررررررررررررر

همه با بالشت هجوم بردن به سمت سحر که روی زمین دراز کشیده بود.یهو قبل از اینکه شیرون ضربه ی اولو بزنه 
رودان گفت
_وایستا ببینم .........چرا ارتش نارنیا؟؟؟

ناری
_برای اینکه من دستور حمله رو دادم....

پاملا
_خب الانم من دستور حمله رو میدم....ارتش پاملااااااااااااااا حملههه!!!!!

_شیرون چرا ارتش پاملا ؟؟؟؟

پامی 
_خب من دستور حمله رو دادم

شیرون 
_پس الانم من دستور حمل..........

ناری 
_عاقا من یه زریییی زدم...اصلا ارتش ضد فیلم غیر ترسناک...خوبه ؟؟؟؟
همه با هم 
_ارتش فیلم غیر ترسناک حممممممممملللللللللههههههه....

رایلی 
_وایستین...........

ناری 
_اسم ارتش که خوبه ....مشکل چیه؟؟؟؟

رایلی
_ یه صدایی از تو اشپزخونه اومد.....

صدای تق و تق از توی اشپزخونه بلند شد....

همه به هم چسبیدن :ووووووووووواااااااااااااااایییییییییییی

سحر
_بچه ها بلک نیستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت.........

همه این ور و اونور رو نگا کردن....ولیییی بلک نبودددد

هیچکس هم جرئت صدا کردنش رو نداشت.....

نارنیا
_باید بریم ببینیم چی تو اشپزخونه ست

سحر 
_نه نمیشه

رایلی
_میگی چیکار کینم؟؟؟

سحر
_اممممممم....نمیدونم 

رایلی 
 _پس حرف نزن 

همه با ترس و لرز رفتن دم در اشپزخونه و 

































یهو با هم جیغ کشیدن
_ببببببببببببببببببببببببببللللللللللللللللللللللللللللللللکککککککککککککککککککککککککککک


بلک شیش متر پرید هوا . خودشو به در دیوار میزد از ترس 


سحر
_داری چیکار میکنی ؟؟؟؟؟؟؟

بلک با قیافه ی بچه مظلوما:

_هیچی هیچی 

نارنیا
_صبر کن ببینم ...اون خرده شیشه ها چیه پشتت؟؟؟

بلک
_هیچی نیس 


نارنیا یه تیکه شیشه رو از روی زمین برداشت و تیکه پوستر روشو خوند..........

بعد مثل سنگ خشکش زد

سحر 
_چچچچچچچچچچچییییییییییی شدههههه؟؟؟؟؟
































نارنیا :

تو شیش ...شیشه .....شیشه ی نوتلا....رو شکستی؟؟؟؟


***************************************************

خب دیه تمومید
امیدوارم خوشتون اومده باشه.....
خودمم میدونم کم بودش ولی بازم معذرت 
نتم اخرشه شاید یکی دو هفته ای نیام


ننننننننننننننننننننننظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظرررررررررررررررررررررررررر بدددددددددددددددددددددددددددددددددهههههههههههههههههههههه





[ دوشنبه 22 خرداد 1396 ] [ 06:24 ب.ظ ] [ raily rimit ] [ نظرات () ]
نظرات این مطلب
پنجشنبه 4 مرداد 1397 09:21 ق.ظ
Hi friends, fastidious post and pleasant arguments commented at this place, I am genuinely enjoying by these.
چهارشنبه 13 تیر 1397 04:34 ق.ظ
What's up friends, how іs the whole thing, and wһɑt you ѡould lіke tto say concerning thiѕ article,
in my view its іn fact amazing for me.
سه شنبه 12 تیر 1397 08:23 ق.ظ
Thank yоu, I've just been searching for info ɑbout tһiѕ
subject for a l᧐ng time and yοurs іs thе greatest I'vе found out so far.
Howеvеr, whаt аbout thе bottom line? Aгe yoou
certain inn regards to tthe source?
جمعه 28 اردیبهشت 1397 04:27 ب.ظ
I every time spenjt my half an hoiur to read this webpage's posts everyday along with a cup of coffee.
شنبه 1 اردیبهشت 1397 04:36 ق.ظ
Whats up verry cool site!! Mann .. Beautiful .. Wonderful ..
I will bookmark your site andd take thhe feerds additionally?
I am satisfied tto seazrch ouut so many helpful nfo right here within tthe submit, we neerd develop more tecyniques oon tgis regard, thawnk you for sharing.
. . . . .
جمعه 17 شهریور 1396 06:11 ب.ظ
Please let me know if you're looking for a writer for your site.
You have some really great posts and I think I would be a
good asset. If you ever want to take some of the load
off, I'd love to write some material for your blog in exchange for a link back to mine.
Please blast me an email if interested. Thank you!
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:11 ب.ظ
Hi there, I do think your web site may be having web browser compatibility issues.
When I take a look at your web site in Safari, it looks fine however, when opening in IE,
it has some overlapping issues. I simply wanted to give you a quick
heads up! Apart from that, wonderful site!
شنبه 27 خرداد 1396 11:37 ب.ظ
بابااااا مردم از خنده خخخیییلللییی باحال بود
ادامه ادامه ادامه ادامههههههههههه
پاسخ : raily rimit
واقعااا؟؟؟
ممنونم
بعدا میزارم
فقط خودتو معرفی نکردی....
اگه بخوای تو میتونی بیای
جمعه 26 خرداد 1396 09:23 ب.ظ
احیانا قصد نداری اپ کنی؟ ://///
پاسخ : raily rimit
هعیییییییییییی.....
رفتم خونه مادر بزرگم خوشحال خوشحال که اونجا نتشون پر سرعته
رفتم دیدم مودمشون خراب شدههههههههههههه
چهارشنبه 24 خرداد 1396 06:34 ب.ظ
نه من فقط میخوام جیغ نزنم.
پاسخ : raily rimit
کشتی ماروووو
باوشه
چهارشنبه 24 خرداد 1396 10:54 ق.ظ
میتوانم بپرسم اسم داستانت چیست
پاسخ : raily rimit
خب شما خودت اسمتو ننوشتی
اگه هم دقت کنی من نوشتم که بعدا یه اسمی رو روش میزارم
سه شنبه 23 خرداد 1396 04:17 ب.ظ
خوبه


من جرئت نمیکنم فیلم ترسناک نگاه کنم
پاسخ : raily rimit
ممنون


وایییییییییییییییی توام که لنگه منی......
من میترسم توخونه تنها باشم یا شبا یه تیکه از بدنم بیرون از پتو باشه......
مثل سسسسسسسسسسسسسسسگگگگگگگگگگگگ میترسم
سه شنبه 23 خرداد 1396 03:31 ب.ظ
عاقا گوووووه خوردم فقط من تو داستان جیغ نزنم جان هر کی دوست داری. :////
پاسخ : raily rimit
عهههههه.....
این چه حرفیه؟؟؟
من فکر میکردم از داستانم خوشتون میاد....
میخواین دیگه داستان نزارم؟؟؟
باشه هرجور خودت دوس داری
سه شنبه 23 خرداد 1396 01:54 ق.ظ
بابا رودلن بیخیال شخصیت منم خیلی سرده اما تو داسی بچه ها چی می شه خندون باشه می تونه توی یه داستان شوخ و مسخره باشه منم قبلا حساس بودم اما مهم نیست اصن
پاسخ : raily rimit
ایول .....حرف درست رو باید از بچه ......ببخشید از نارنیا باید شنید
سه شنبه 23 خرداد 1396 12:18 ق.ظ
باشه فقط توی داستان اخلاقم پسرونه باشه و محافظ. ردیفه؟:////
پاسخ : raily rimit
:/:/:/
دوشنبه 22 خرداد 1396 10:12 ب.ظ
باحال بودا ادامه بزار
پاسخ : raily rimit
میتیشیکیریم
بعدا میزارم
فعلا نتم داره ته میکشه
دوشنبه 22 خرداد 1396 08:22 ب.ظ
عررررر. :/
ینی من یه آدم خشک و سردم نه یه جیغ جیغوی ونگ وگو. ://///
عشقم اگه اخلاق همه رو عین خودشون بیاری تو داستانت بهتره. ://///
مشاوره ای از استاد دی.اف (لقب دوم رودان)
دوشنبه 22 خرداد 1396 08:20 ب.ظ
عررررر. :/
ینی من یه آدم خشک و سردم نه یه جیغ جیغوی ونگ وگو. ://///
عشقم اگه اخلاق همه رو عین خودشون بیاری تو داستانت بهتره. ://///
مشاوره ای از استاد دی.اف (لقب دوم رودان)
پاسخ : raily rimit
رودان ناراحت نشی
ولی من میخوام داستانم توش شادی و خنده و وحشت و همچنین ماجراجویی باشه...
لطفا اخلاقش رو تغییر بده یا حداقل برای یه مدت کوتاه توی داستان من
دوشنبه 22 خرداد 1396 08:06 ب.ظ
اداااامههههههههههههههه
پاسخ : raily rimit
بعددددددااااااااااااااااااااا
دوشنبه 22 خرداد 1396 08:06 ب.ظ
مث این بازی شهر به شهر شده می خوام برم فلان جا چرا فلان جا پس کجا بهمان جا چرا بهمان جا پس وجا فلان جا چرا فلان جا پس کجا ... و تا بی نهایت ادامه دارد
پاسخ : raily rimit
منظورتو نیفهمیدم
مبهم گفتی
دوشنبه 22 خرداد 1396 08:05 ب.ظ
خخخخ عالی بید
پاسخ : raily rimit
میتیشیکیریم
دوشنبه 22 خرداد 1396 08:05 ب.ظ
نوتلا رو شککککککککوووووووووووند ؟؟؟؟
می شکووووونمتتتتتتتتتتت بچککککککککککک
پاسخ : raily rimit
ارههههههه شیکوندشششششش
دوشنبه 22 خرداد 1396 07:59 ب.ظ
چقد باحاااال بود. ههههههههه.
ولی گفته باشما من توی داستانت اصلا شبیه خودم نیستم. ://///
پاسخ : raily rimit
یعنی چی شبیه خودت نیستی؟؟؟؟
داستانی که میخوام بنویسم قالبش طنز و وحشته
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
LastPosts